۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

تا روز قدس

توييت آقاي کرباسچي و گفته هاي آقاي کروبي، نشانه هايي از اهميت تجمع در روز قدس است. همچنین اولین راهپیمایی بزرگ پس از بیانیه شماره 11 آقای موسوی می باشد. شايد بتوان گفت هيچکدام از تجمع هاي اعتراضي پس از انتصابات 22 خرداد، اين فرصت طولاني براي اطلاع رساني و برنامه ريزي را نداشته است. فرصتي که اگر به درستي استفاده نشود، براي تکرار آن شايد مي بايد ماه ها انتظار کشيد. چند نکته که به نظر من مي رسد در ميان مي گذارم تا با همفکري خوانندگان اين مطلب به نتايج مطلوب برسيم.

از بک نظر، عده اي که احتمال حضور آنها در اين تجمع مي رود، دو دسته اند(برای این تقسیم بندی دلایلی دارم) : 1- عده اي که تنها با اطلاع از قرار تجمع، در آن حضور پيدا خواهند کرد 2- عده اي که براي حضور در تجمع انگيزه دارند ولي در شرايط کنوني عوامل بازدارنده حضورشان را غير قطعي مي کند. بايد پذيرفت که دسته دوم، جمعيت غالب تجمع روز دوشنبه 25 خرداد را تشکيل داده بودند. عوامل باز دارنده مي توانند چنين باشند: "ترس از سرکوب، صدمه ديدن، دستگيري، تجاوز، شناسايي شدن و امکان ايجاد دردسر در محل کار و ..." ، "بي نتيجه و بي تاثير دانستن راهپيمايي، برقرار شدن دولت کودتا و عدم امکان تغيير در آن و ..." ، "خستگي، نا اميدي، بي تفاوتي" ، "اين اشتباه که جمعيت سبز غالب نبوده و در انبوه جمعيت تظاهر کنندگان حکومتي جايگاهي نخواهند داشت" و ...


1. کارکرد اطلاع رسانی در مورد تجمع روز قدس، تنها مطلع کردن از زمان و مکان یک واقعه نیست. تهییج و ایجاد احساس امنیت، پیام هایی می توانند باشند که اطلاع رسانی در خود دارد. در مورد احساس امنیت دو موضوع قابل برسی است. یکی تخمین از جمعیتی که حضور خواهد داشت و دیگری نحوه برخورد و مقابله احمتالی با این جمعیت. هر شخصی از آسیب دیدن پرهیز می کند. این واکنش طبیعی هر موجود زنده است.اما بسیاری از ما جمله: "با این همه آدم چه کار می توانند بکنند" یا مشابه آن را زیاد شنیده ایم. رسیدن خبر تجمع به فرد کافی نیست. باید از چند طریق مختلف و متنوع مطلع شود. ما بیشماریم. تنوع نیز از اشباع ذهن فرد مورد نظر جلوگیری می کند. صندلی با یک پایه نامتعادل است، هر چند پایه بسیار قوی باشد.
در مورد برخورد احتمالی با جمعیت، چه در خیابان و چه در صورت بازداشت، باید تاکید کرد که سرکوب شدید در این روز بخصوص، برای کودتاگران بسیار پر هزینه است. حضور در راهپیمایی روز قدس، مانند نماز جمعه، بر خلاف بسیاری از راهپیمایی های معترضانه پس از انتخابات، به خودی خود جرم محسوب نمی شود. همچنین با فشار ها و افشاگری های جنبش سبز در مورد جنایات رخ داده در بازداشتگاه ها، تکرار برخورد های آنچنانی در صورت دستگیر شدن، بعید به نظر می رسد.


2. شعار های شبانه در ساعت 10، تا روز قدس باید به حداکثر برسد. این موضوع هم به تهییج کمک می کند و هم به احساس امنیت. اگر شعار شبانه آغاز نشود، بسیاری باور نخواهند کرد که در روز قدس اتفاقی خواهد افتاد. راه قدس از پشت بام می گذرد


3. باید از نتایج فشار ها و افشا گری های جنبش سبز گفته شود تا امید به تغییر در مردم زنده شود.


4. کارگران را همراه کنیم. وضعیت اقتصادی ایجاد شده، فشار زیادی به کارگران وارد آورده است. این وضعیت نتیجه بی خردی های گاه عمدی ا.ن و کودتا گران است. همان چیزی که نخبگان اقتصادی و سیاسی پیش بینی کرده بودند و تذکر می دادند. هر شخص، از لحاظ وابستگی به طبقه اجتماعی که در آن قرار دارد، می تواند منافع خود را در همراه شدن با این جنبش ببیند. بر این منافع و اشتراکات تاکید کنیم.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر